حد و مرز

           

 برایم جالب است، زمانی که از همایش CoDA برمی‌گشتم بهبودی را در فرودگاه “تجربه” کردم.

این موضوع زمانی اتفاق افتاد که دستگاه اشعه ایکس سرویس امنیت حمل‌ونقل فرودگاه چیزی را در جیب عقبم نشان داد.

کاغذی را که در جیبم بود، بیرون انداختم.

تماس (فیزیکی) سرویس امنیت حمل‌ونقل

مأمور بازرسی که یک مرد بود به من گفت بایستی بازرسی بدنی از شما انجام دهم.

در حالت عادی وقتی‌که بازرسی  بدنی شامل شانه‌ها و پشتم باشد مشکلی ندارم  اما وقتی مأمور به من گفت که می‌خواهد  باسن  و کشاله رانم را بررسی کند، برایم ناخوشایند بود، اما به‌جای اینکه سکوت کنم و هم‌وابسته‌گونه موافقت کنم، گفتم “من با این مسئله راحت نیستم. چیزی در جیب‌های جلویم نیست. پس چرا کشاله ران؟”

سعی کردم همکاری کنم و برگردم از طریق دستگاه اشعه ایکس مجدداً بازرسی شوم.

مأمور بازرسی با لحن دستوری گفت بازرسی بدنی: آری یا خیر؟

منم گفتم “خیر”.

او سرپرست را صدا زد!

سرپرست سرویس امنیت حمل‌ونقل

سرپرست آمد پیشم و توضیح داد که بازرس از پشت دستش استفاده می‌کند.

با بازرسی موافقت کردم.

اما وقتی پشت دستش به سمت بالای رانم حرکت می­کرد، احساس خوبی نداشتم.

به‌طور حیرت‌انگیزی دوباره به حرف آمدم و قبل از اینکه ناحیه کشاله رانم را بازرسی کند گفتم “دست نگهدار”.

مجدداً سرپرست را صدا زد!

انتخاب‌های سرویس امنیت حمل‌ونقل

حدس بزنید بعدش چه اتفاقی افتاد؟

نه، من به او فحش ندادم.

 نه، عصبانی هم نشدم.

در عوض مرزهایم را شفاف­تر مطرح کردم: “من اجازه نمی­دم که یک مرد آلت تناسلی­ام را لمس کند”

رفتم به سمتشان و به چشم‌هایشان نگاه کردم و گفتم “من شما را دوست دارم، میدانم که این شغل شماست و به خاطر حفظ امنیت است، من گزینه دیگری هم دارم؟”

سرپرست گفت می‌تواند مرا به ابتدای صف بازرسی برگرداند تا دوباره وارد شوم.

چه خوب؛ من انتخاب دیگری داشتم که اجزای بدنم می‌توانستند آن را درک کنند، پس من آن را انتخاب کردم.

 

 اسکورت سرویس امنیت حمل‌ و نقل

اما زمانی که داشتم توسط دو مأمور سرویس امنیت برای بازرسی مجدد اسکورت می‌شدم، یک صدای قدیمی رادر

 گوشم شنیدم که می‌گفت:”اینا راجع به تو چه فکری می‌کنند؟”

احساس شرم و خجالت کردم.

بلافاصله تسلیم نیروی برترم شدم و شنیدم “پسر، من به تو افتخار می‌کنم”

مرحله آخر

وقتی‌که من و مأمور از یکدیگر جدا می‌شدیم نه‌تنها باهم دست دادیم بلکه او پیشنهاد داد که از صف شماره  ۸وارد شوم

چراکه او قصد دارد دستگاه اشعه ایکس آن خط را خاموش کند که در این صورت من فقط از گیت فلزیاب رد می‌شدم.

چه خوب، راحت شدم.

گرفتن تماس

برای بار دوم از بازرسی رد شدم، هیچ‌چیز در جیب‌هایم دیده نشد و همه‌چیز به‌خوبی پیش رفت.

اما زمانی که بازرسی را ترک کردم پریشان‌خاطر بودم، پس به راهنمای جدیدم در CoDA که در همان همایش انتخاب

کرده بودم زنگ زدم. او عملکرد مرا تایید و تمایل و شجاعت مرا تحسین کرد.

*نفس راحتی کشیدم*

احساس آرامش و حمایت کردم، این هم یک معجزه دیگر از CoDA.

او همچنین گفت که استفاده از کلمه دوستت دارم” در ارتباط با برخی افراد ممکن است نامناسب باشد. گفتن من

 از شما قدردانی می‌کنم و به شما احترام می‌گذارم” در این زمینه ممکن است گزینه بهتری باشد.

موافق بودم.

صحبت کردن با او مثل این بود که کودک درونم دارد به والد خود نگاه می‌کند و می‌پرسد:

آیا کار درست همین بود؟خداوند، خودم و راهنمایم پاسخ داند: “بله پسر کارت خوب بود”

در عمل

CoDA کار می‌کند! J

از مأموران بازرسی تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند مرزهای سالم جدیدم را تمرین کنم و خواسته‌های حقیقی‌ام را

محترمانه بیان کنم. این همان چیزی است که راهنمایم به آن “بهبودی در عمل” می‌گوید. J

JP-9/16/19

 

WOW did I get some “hands-on” recovery at the airport after leaving the CoDA Convention!I made it through the airport fine UNTIL the TSA x-ray scanner detected something in my back pocket.I took out the paper and threw it out.TSA MASSAGEThe TSA Agent informed me that he would need to inspect me physically.Normally I’m okay with a “TSA massage” when it’s my shoulders and back, but when he informed he was going to be patting down my buttocks and GROIN I felt UNCOMFORTABLE, but instead of being quiet and co-dependently compliant, I shared “I am uncomfortable with this. There was nothing in my front pocket. Why my groin?”I tried to collaborate by offering to go back through the x-ray scanner.In an authoritarian voice and tone, he said “Inspection: YES or NO?”I said “no”.He yelled “SUPERVISOR!”TSA SUPERVISOR!The TSA Supervisor came over and explained to me the TSA Agent was going use the “back of his hand.”I agreed to the inspection.But when the “back of his hand” went right up my thigh where the sun don’t shine, I was NOT okay!I miraculously spoke up again and said “stop” before he could inspect my groin area.Again he yelled “SUPERVISOR!”TSA OPTIONSGuess what happened next?No, I didn’t cuss him out. No, I didn’t get angry.Instead, I was clearer with my boundaries: “I am NOT okay with a man touching my penis.”I went on to look them both in the eyes and say “I love you, and know this is your job and it’s for safety. What are my other options?”The Supervisor informed me that he could walk me out and I could enter the lines again.AHA! I had another option my frontal lobes could understand, so I took it.TSA ESCORTBut as I was being escorted out out of the security check by two TSA Supervisors, an old voice crept in:“What are these people going to think about you?”I felt ashamed.I immediately surrendered to HP and heard “I’m proud of you, Son.“FINAL ROUNDWhen the TSA Supervisor and I parted ways, not only did we shake hands, but he suggested I take “Line 8” because he was going to shut off the x-ray scanners, so I could go through the metal detectors.WOW, I was FREE!MAKING THE CALL…I went through security the second time with NOTHING in my pockets and made it through fine.But when I left security I felt uneasy, so I called my new CoDA sponsor that I had just got from the CoDA Convention.He affirmed and validated my experience. He applauded my willingness and courage.*Sigh*I felt calm and supported – another miracle of CoDA.He also shared that using the “love” word with some people may be inappropriate. That saying “I appreciate and respect you” in this context may have been a better choice.I agreed.Talking with him was like my inner child was looking up to a parent, and got to ask:“Was that the right thing to do?”And it like was God, myself, and my mentor got to say:“Yes, Son, you done good.”HANDS ONThis CoDA stuff works! Thank you TSA for allowing me to practice my NEW healthy boundaries and speak my truth while being respectful.This is what my sponsor calls “hands-on recovery.” Warmly, JP – 9/16/19

                                                                                                   

دانلود pdf

 

آدرس سایت ایران :coda-ir.og 

کانال تلگرام : @ Addresscoda.ir

خط خدماتی آدرس جلسات ایران : ۰۹۳۹۳۸۹۱۰۶۴

شماره هماهنگی سفارش و ارسال نشریات : ۰۹۹۰۹۶۰۰۳۹۴

خط خدماتی کمیته نشریات : ۰۹۹۱۴۲۸۸۰۳۰

 

 ایران CoDA ترجمه شده توسط کمیته نشریات شورای منطقه