TheStoryOfTheMembers

The real self

خودِ واقعی

اخیراً دومین سال زندگی کردن برای خودم را که از طریق CoDA آموخته­ام جشن گرفتم. قبل از شرکت در اولین جلسه CoDA همیشه به‌واسطه روابط و دنیای اطرافم به­شدت احساس قربانی بودن داشتم. اصلاً متوجه نبودم که دارم تمام انتخاب­ها و قدرتم را به دیگران واگذار می­کنم، خصوصاً در روابط صمیمی­ام. در یک خانواده ناکارآمد بزرگ شدم، جایی که از همان دوران بچگی عمیقاً احساس می­کردم که ارزشمندیِ من ناشی از کمک­حال بودن و بی­نیازی­ام است، به خودم اجازه ندادم که کایلای واقعی را بشناسم.

من در یک انجمن ۱۲ قدمی دیگر به مدت ۵ سال هوشیار ماندم ولی هنوز گیج بودم که چرا در این پنج سال آرام، خوشحال و رها نبودم. هر چه بیشتر سعی می­کردم که زندگی­ام را اداره کنم، بیشتر ناامید، عصبی و منزوی می­شدم. غذا بیشتر می­خوردم و حتی بیش‌ازحد کار می­کردم تا با احساس واقعی­ام روبرو نشوم. من نمی­دانستم که داشتم سعی می­کردم همان چیزی باشم که شما از من می­خواستید. عمیقاً باور داشتم که منِ واقعی، خیلی دیوانه است، به اندازه کافی خوب نیست و باارزش و دوست‌داشتنی نیست؛ باید مخفی شوم تا برای همیشه تنها نمانم.

فوق‌العاده است، CoDA  یک روش جدید زندگی به من آموخته است به­جای فقط زنده ماندن. آنچه من از کارکرد ۱۲ قدم CoDA، شرکت در جلسات و بهبودی عمیق به‌وسیله مشاوره فهمیدم این است که من لیاقت عشق واقعی، ارتباط و اعتبار در روابطی که انتخاب می­کنم را دارم. من به‌ همان گونه که هستم، کافی هستم. این همان چیزی است که هنوز هم دائماً در حال یادگیری آن هستم. به‌عنوان‌مثال بخش­هایی از زندگی من هست که  تشخیص این حقیقت که من کافی هستم، دشوار است.

دارم یاد می­گیرم که من لیاقت رسیدن به خواسته­ های قلبی ­ام را دارم. چه این باشد که بخواهم یک زندگی جدید را شروع کنم و یک همسر باشم، یا اینکه مادر شوم و حس بچه‌دار شدن را تجربه کنم. فهمیدم که رویای ادامه تحصیل دارم و ارزشش را دارم که در سن ۲۹ سالگی این کار را انجام دهم (اکنون در حال تحصیل در مقطع لیسانس در یک دانشگاه محلی هستم، همان‌جایی که رویای ورود به آن را داشتم). متوجه شدم که می­خواستم سالم­تر باشم و نمی­خواستم به خاطر بدنم و اعتیاد به خوردن از پیشرفت بازبمانم. شروع کردم که در مورد اعتیاد به خوردن با خودم صادق باشم و اینکه حمایت و مسئولیت‌پذیری را با کمک عده­ای از زنان سالم به دست آورم. از زمانی که وارد CoDA شدم ۳۰ کیلوگرم وزن کم کردم و سال گذشته، در  تولد ۲۹ سالگی­ام برای اولین بار مسابقات سرعت[۱] را به انجام رساندم، باورش برایم سخت بود.

بعد از پیوستن به CoDA و شروع احساس ارزشمند بودن، توانستم تمام رویاهایی که به خودم اجازه تصور آن­ها را می­دادم، درک کنم. آن­ها را در جلسات مشارکت کردم، با راهنما و دوستان همدرد در میان گذاشتم، دعا کردم و درنهایت با دوست‌پسرم و خانواده­ام در موردشان صحبت کردم. حمایت آن­ها مرا تشویق کرد تا آن رویاها را دنبال کنم و هرچقدر سخت، بسیاری از آن­ها امروز برآورده شده­اند.

احساس می­کنم در این فرایند درست مثل یک بچه هستم. هنوز در کشمکش این هستم که خوشحالی چیست و نترسم از اینکه نیاز به کنترل (برای احساس امنیت و حمایت) را رها کنم؛ اما بسیار سپاسگزارم که توانستم مهارت­های جدیدی را برای زندگی و روابطم کسب کنم. تمام روابط امروز من خیلی سالم­تر از قبل هستند و من حدومرزهایی برای روابط ناسالم خودم تعیین کرده­ام. این تجارب برای سال­های طولانی دردناک­ترین دوران زندگی من بودند، اما امروز قاطعانه می­توانم بگویم که باارزش­ترین و رهایی‌بخش‌ترین تجارب زندگی­ام بودند. (زمانی که اعتماد می­کنم، احساساتم را بیان می­کنم و نیازهایم را مطرح می­کنم).

از CoDA ممنونم به خاطر فرصتی که به من داد تا در این مسیر همراه شما قدم بگذارم و جشن بگیرم آنچه را که CoDA در زندگی زیبایم انجام داده است.

کایلا – ۲۰/۰۳/۲۰۱۹

هر کسی در CoDA داستانی برای گفتن دارد. مشارکت آن می­تواند به هزاران هم­وابسته دیگر که از درد هم­وابستگی رنج می‌برند کمک نماید. لطفاً تجارب، توانایی و امید خود را با ایمیل کردن داستان زندگی خود به آدرس info@coda-ir.org به اشتراک بگذارید.

I have recently celebrated two years of continuously “showing up” for myself through the CoDA program. Before attending my first CoDA meeting, I felt extremely victimized by my relationships and the external world. I had no clue I had been giving all of my own choices and power over to other people—my close relationships especially. Growing up in a dysfunctional home where I felt deeply from childhood that my worth stemmed from my helpfulness and needlessness, I did not allow myself to get to know the real Kayla.

I had remained sober through another 12 step program for five years, yet found myself confused on why I was not happy, joyous and free at five years. The longer I strived to hold myself together, the more depressed and angry I became deep down. The more isolated I became. The more I used food, shame and even service work to not deal with how I truly felt. I didn’t know that I was striving to be what you wanted me to be, that I had deep beliefs that the real me was too crazy, not good enough, unworthy, unlovable, that I needed to hide away in order to not be alone forever.

Wow, has CoDA given me a new way of living, instead of just surviving. What I’ve come to realize through practicing the 12 steps in CoDA, attending meetings, and deeply healing through therapy is I am worthy of true love, connection and authenticity in relationships that I choose. That I am enough as I am—well, that’s something I’m continuing to learn to accept still. For example, there are certain areas of my life where it’s more difficult to recognize that truth…

I am learning, too, that I am worthy of my heart’s desires, whether that is to start a family and be a wife, or whether it is to have a relationship with a mother figure and feel that nurturing connection. I found I had dreams of going back to school, and that I was worthy at age 29 to do so (I am currently working towards a bachelor’s degree at a local college I only dreamed of attending). I realized I had dreams of being a healthier me and that I didn’t want to be held back because of my body and my emotional binge eating. I began being honest about my emotional eating, and finding support and accountability with healthy women. I lost 67 lbs since joining CoDA and completed my first sprint triathlon for my 29th birthday last year. I can’t believe I did that!

All the dreams I’ve allowed myself to visualize since joining CoDA started with feeling worthy enough to realize them. I began sharing them in meetings, with my sponsor, in prayer, with friends, and eventually with my boyfriend and with my family. The support gave me the courage and permission to start chasing those dreams, and as tough as it has been, many of them are realized today!!!

I feel I am just a baby in this process. I still struggle with what fun looks like and not being so fearful of letting go of my need to control in order to feel safe and protected. But I also feel incredibly grateful to have a new set of coping skills for life and relationships too. All of my relationships today are healthier than they have ever been, and I have set boundaries with those relationships that I found were not healthy for me. Those experiences were some of the most painful times, for so many reasons, but I can say with surety today that it is the most rewarding and relieving life to lead—when I trust and give myself a voice and share my needs.

Thank you CoDA: for the opportunity to walk this path with all of you and celebrate what CoDA has done in this beautiful life of mine.

Kayla H – 03.20.19

Everybody in CoDA has a story to tell. Sharing yours may help thousands of codependents still suffering. Please contribute your experience, strength and hope by emailing your story to

Info@CoDA-ir.org

[۱]  مسابقات سرعت شامل ۷۵۰ متر شنا، ۲۰ کیلومتر دوچرخه و ۵ کیلومتر دویدن است.

دانلود Pdf

خط خدماتی کمیته نشریات: ۰۹۹۱۴۲۸۸۰۳۰

آدرس سایت خدمات جهانی: www.coda.org

آدرس سایت ایران: www.coda-ir.org

خط خدماتی آدرس جلسات ایران: ۰۹۳۹۳۸۹۱۰۶۴

Telegram: @CoDAir